مستند " مجید مجیدی " درباره میر حسین موسوی یک اتفاق تازه است. اتفاقی که در فضای پر فریب و سوداگر امروز شگفتی را بر می انگیزد. فیلم نمی کوشد چهره مردی را به شکل زمانه و نیازهایش آرایش کنند. نیازهایی که مرداب فرهنگ دلالی و خوشباشی های مست کننده ولی تهی می جوشد و هستی جامعه را به تباهی می کشد. فیلم وعده نمی دهد. سلاح نقد را آماده شلیک نمی کند تا رای من و تو را بدست آورد. مردی مثل موسوی را همانگونه که هست٬ نه آنگونه که صورت بندی قدرت و زمانه می طلبد٬ نشان می دهد. این فیلم با قهرمانش یک گسستی در منطق زمانه ایجاد می کند. به گذشته و ارزشهایش باز می گردد تا امروز را از منظر متفاوت به تماشا بگذارد. بر آنست تغییر را با آرمانهای فراموش شده آشتی دهد. آرمانهایی که در غبار زمانه زنگار گرفته اند و او می کوشد آنها را از همه غبارها پالوده سازد.
در لحظه ای که این مطلب را قلمی می کنم سیل تلفن ها به صدا در می آید و همه با تعجب می گویند یک فیلم تبلیغاتی نبود. نمی خواست کسی را فریب دهد. می خواست با تبار شناسی مردی که نسبت به دیروز خود متعهد است و غم و اندوه مردمان خود را می فهمد و در میانه یک کارزار انتخاباتی رفیق بیمارش احمد عزیزی را از یاد نمی برد به ما بگوید با چگونه نامزد انتخاباتی طرف هستید. نمی تواند ارزشهای دینی اش را فراموش کند. از جنگ هیچ نگوید و مصلحت اندیشی کند و به گونه ای که نسل امروز را خوشحال کند خود را روتوش کند و فردا برای نسل چیزی نماند جز دروغها و فریبها.
یکبار نوشتم میرحسین موسوی صدای خاموش فرودستان است. آن عدالتی را می طلبد که کرامت آدمی مهم شمرده می شود. اگر بناست رفاه اقتصادی تحقق یابد بخاطر دستیابی به این کرامت است. بعد از سالها چهره ای از جامعه نشان داده شد که در تبلیغات رسمی جایی نداشت. او می داند اسب قدرت چه یکه تازانه آدمی را اسیر منیت خود می کند و نگهبانی از خود تنها با عقل جمعی ممکن است. مجیدی مثل همه فیلمهایش ظریف و انسانی از ارزشهای دینی دفاع کرد بدون آنکه آنرا در تقابل با آزادی و کرامت آدمی قرار دهد. موسوی بیست سال از اسب قدرت به زیر آمد تا آلوده نشود. امروز باز آمده تا روابط کالایی شده رابه پرسش بکشد. چه رای بیاورد و چه نیاورد او برنده است چرا که به مجیدی فرصت داد ارزشهای فراموش شده را با نیازهای زمانه آشتی دهد و راوی غمهای مردم باشد.
این فیلم هر چه گفت راست بود و در جامعه ای که به دروغ عادت کرده است مخاطب را دچار شوک می کند. در فیس بوک نوشتم : " میر حسین موسوی بدون روتوش و همانگونه که هست. صداقت در مفهوم مطلق آن. مهم نیست تو رای دهنده می پسندی و یا نمی پسندی، رای می دهی و یا نمی دهی. مهم آنست که تو را فریب نمی دهد و این صداقت آنقدر کمیاب است که بازش نمی شناسیم و ممکن است قدرش را ندانیم. اکنون با آنچه دیده ای بی نقاب باید تصمیم بگیری فریب را برمی گزینی و یا راست گویی را. "