تروریست پدیده جدیدی نیست ٬آنچه آنرا متفاوت می کند نمایش رسانه ای -بخصوص تلویزیونی-آنست.در شصت ساعت وحشتی که بمبی را به تسخیر در آورد هیچکس از خود نپرسید آن چیزی که این شهر بزرگ را به تسخیر در آورده بود تروریستها نبودند بلکه تلویزیونهایی بودند که دقیقه به دقیقه از ماجرا گزارش تصویری و تفسیری می دادند.در این رویداد مردان تفنگ بدست چه بعنوان تروریست و چه بعنوان ضد تروریست دالی تهی بودند که هر رسانه مدلولی خاصی از آنها ترسیم می کرد.
خود این ترویست ها نه نام دارند و نه نشانه ای از خود بروز می دادند٬هیچکس نمی خواست بداند نام آنهایی که کشته می شود چیست ٬چرا وارد یک معرکه نابرابر شده اند که پایانی جز نابودی ندارد.حتی قربانیان نیز در این گمنامی شریک اند.یک هتل و یک ساختمان دیگر نمادی از حادثه ای بودند که همه جهان را تکان داد ٬مکان شکل نمادین به خود می گیرد و کماندوهایی که برای کشته تروریست ها بر سقف ساختمانها فرود می آمدند با نقاب خود را پنهان کرده بودند وما تنها پلیس هایی را می دیدیم هیچ نقشی در ماجرا نداشتند.همه چیز در غیاب بازیگران اصلی رخ می دهد.
ماجرا در غیاب بازیگرانش شکل دراماتیک می یابد و همه از خود می پرسند رابطه هند و پاکستان چه شکلی خواهد یافت ٬اوباما با این حادثه چگونه روبرو خواهد شد ٬وعده هایش چه می شود و شکل بندی جغرافیای سیاسی آیا تغییر خواهد کرد ٬بر سر بحران مالی چه خواهد آمد٬در فیلم مونیخ اسپیلبرگ تروریست و ضد تروریست و یا با یک جابجایی و از منظر دیگر قهرمان و ضد قهرمان رو در رو همند و دست آخر ضد تروریستها - بخوانید ضد قهرمانان - احساس له شدگی می کنند و معنای جنگ خود را در نمی یابند . اما در سالها اخیر آنها ذاز همان آغاز ناپدید شده اند و اصلا در همان لحظه وقوع نمایش رسانه ها آنها را غیب می کنند.گویی اصلا حادثه ای در واقعیت رخ نداده است جز آنچه رسانه ها می گویند.
از همان آغاز گمان زنی آغاز می شود. شبکه های جهانی با گسترش خود از هر ماجرایی راز زدایی می کنند و دیگر رازی وجود ندارد ٬همه چیز مستقیما به مراکز قدرت ارجاع می شوند . جهان شکل دیگری یافته است قبلا اشغالگر اشغالگر می ماند ولی پارلمان عراق اشغالگر را تبدیل به یک حضور قانونی می کند . قرار است رفراندمی در مورد پیمان امنتیتی امریکا و عراق انجام شود . اگر مردم به حضور اشغالگران رای بدهند چه بر سر معنای شناخته شده اشغالگر٬استقلال و... می آید.وظیفه روشنفکر آدمی آنست که جهان جدید را معنا پذیر سازد و قبل از هر چیز بپذیر د در جهان امروز هیچ چیز غیر سیاسی وجودندارد و تنها در این صورت وازه مهجور روشنفکر معنای خود را می یابد٬روشنفکری که جلوی نظام یغما گری می ایستد و نشان می دهددر غیاب سوژه چه قهرمان وچه ضد قهرمان جهان را تبدیل به یک مضحکه خسته کننده کرده است و باید سوژه ها را دوباره احضار کرد تا دیده شوند. اینجا را بخوانید