تبليغاتX
محمد آقازاده - عذرخواهی کروبی و تنهایی ناگزیر مسیح علی نژاد

خانم روزنامه نگاری - مسیح علی نژاد - در روزنامه اعتماد ملی یادداشتی نوشته است وعده ای از جمله دبیرکل - مهدی کروبی - حزبی که روزنامه ارگان آن است از آن برداشت توهین به بخشی از ملت کرده اند و همین برداشت واکنش تند و تیزی را بر انگیخته و این واکنش جناب دبیرکل٬رئیس سابق مجلس شورای اسلامی و از رجال صاحب نام کشور که نقش انکار ناپذیر در تحولات سیاسی کشور داشتند را به معذرت خواهی وا داشته است و همانگونه که این روزنامه نگار در کامنتی که در این وبلاگ گذاشته است هیچ کس انگشت اشاره ای برای دفاع از او هم بسویی دراز نکرده است و او در این بازی تنها مانده است.

این نوشته با رویکردی سرد آغاز شده و تنها روایت اتفاقی را بر عهده گرفت که در عمل افتاده است.این نگاه سرد را کمی نه به نفع این خانم بلکه بر ضد او گرم می کنم و می گویم ایشان حق نداشتند این یادداشت را قلمی کنند و کسانی را برنجانند و به مردمی توهین کنند که حتی نوشته های ایشان را یکبار هم نخوانده اند و اصلا پا را فراتر می گذارم حق را به معترضان می دهم و از جناب کروبی بخاطر این معذرت خواهی شجاعانه تشکر می کنم و به این همکار توصیح می کنم هر چه زودتر در این معذرت خواهی به کروبی بپیوندند و اگر لازم بشود همه در این معذرت خواهی شریک می شویم

اما صاحب این قلم وقتی به اینجا استدلال می رسد دچار تردیدهای هاملتی می شود آیا توهین به بخشی از مردم غلط است ولی جفا همراه تو هین به بخش دیگری از آنها در صحنه عمل صحیح است و نباید به هیچ عقوبتی داشته باشد. اگر به هنرمندان ٬روشنفکران ٬دانشجویان ٬ اساتید دانشگاهی ٬کارگران ٬معلمان ٬کارمندان بخاطر احقاق حقی که از آنها دریغ شده می کنند ٬توهین شود و اقسام صفات مذبوم به این متعرضان نسبت داده شود چرا کسی نمی رنجد ٬کسی معترض نمی شود و کسی زبان به معذرت خواهی نمی گشاید. اگر در عرض چند ماه گرانی هستی همین مردم را بر باد دهد و قدرت خریدشان را دود کند و به هوا بفرست نباید زبان به گلایه و شکایت گشود و تازه بایدسپاسگذاری هم بود که معجزه ای رخ داده  و تورم به هفتاد درصد رسیده است.

اگر همین مردم در ترافیک های فشرده و زیر باران از یافتن خود رو باز بمانند نباید کسی از کسی معذرت بخواهد.اگردرسوز سرما گاز و برق قطع شود باید چشمهایمان را ببندیم و بگویم داریم خواب می بینیم. اگر در فرودگاه ساعت ها مسافران سرگردان شوند و بعد از ناامیدی از رسیدن به مقصد بخواهند به شهر برگردنند ناچار شوند کرایه دویست هزار تومانی پرداخت کنند چرا سوز دلی را حس نمی کنیم.اگر مدیران اشتباه کنند و میلیارد ها تومان پول بی زبان این ملت را عاطل و باطل بگذرانند و اگر در اطلاع رسانی از یک حادثه ساده هم خود راگیج کنند و هم مخاطب را چه نیازی به ...می توان این فهرست را تا آنجا که می توانیم کش بدهیم ولی کار عبث را نباید بیش از این ادامه داد.

ولی باز تکرار می کنم ما که قلم می رنیم. ما که روشنگری را جدی می گیریم و مایی که نسبت به مردم تعهد عمرانه داریم. اگر تند می نویسیم و اگر محافظه کارانه و اگر شبح تنهایی و بی پناهی را بالای سر خود همیشه در گردش می بینیم حتی صد بار یاد داشت مان را بخوانیم و حس نکنیم قصد توهین داشتیم چون به بر داشت مخاطب اهمیت می دهیم باید با شجاعت معذرت بخواهیم.حتی وظیفه ماست در قبال همه کاستی های جامعه و رنج های مردم عذر بخواهیم چرا که ما تعهد داریم با گفتن از کاستی ها شرایط را برای رفع شان مهیا کنیم. اگر نتوانستیم مدیران را بخاطر عملکرد ملموس شان وادار به عذر خواهی کنیم باید بپذیریم دستهای ناتوانایی داریم.حتی اگر یک نفر از همه آنهایی که درنوشته همکارمان حس رنجیدگی کند همه موظفیم بعنوان اهالی قلم عذر خواهی کنیم و به دیگران بیاموزیم عذر خواهی کردن نه تنها چیزی از شان آدم کم نمی کند بلکه این شان را از فربه تر هم می کند.

*صبح امروز در سازمانی که در آن حضور دارم و در واحد اداری و بخاطر خوانش غلط پرینت  ورود و خروج موجب رنجش همکاران خود در آن واحد شدم کلی از خود رنجیدم.عذر خواهی مرا این همکاران با بزرگواری پذیرفتند و خوشحالم که شهامت عذر خواهی داشتم و توانستم دل مهربانشان را بدست آورم.همکارانی که در کنارشان بودن را افتخار می دانم .کاش سنت عذر خواهی در میان ما شکل بگیرد و این سنت میان مسئولان هم راهی باز کند تا جامعه آنی شود که همه بدنبالش هستیم.

II لینک II نوشته شده در  دوشنبه 2 اردیبهشت1387ساعت 10:4  توسط محمد آقازاده  |