تبليغاتX
محمد آقازاده - انتخابات ریاست جمهوری و یا رقص مرگ دور صندلی قدرت

سفره تورم پهن شده است و همه کنار آن گوش تا گوش نشسته اند.عده ای بالای سفره به ثروت های هنگفتی می اندیشند که بدون آنکه بخواهند به آن دست یافته اند و گروهی دیگر با عسرت به همان دیروزی نگاه می کنند که کلی از آن گله و شکایت داشتند و انتظار معجزه ای را می کشیدند که وضع را بهتر کند.امروز همه بی صبرانه منتظرند ببینند غول تورم تا کجا پیش خواهد رفت و تا کجا می تواند پیش برود که زندگی جمعی از هم نگسلد.

بحران تورم حاصل نا کارآمدی است ولی در چرخه مرگباری که بر می انگیزدخود ناکارآمدی را تشدید می کند و این نا کارایی سیل وار تورم را بر می انگیزد تا ته مانده زندگی اکثریت مردم را ببلعد.هیچ گروهی مثل کارگران٬کارمندان و در یک کلام حقوق بگیران تازیانه تورم را بر گوشت و پوست خود احساس نمی کنند. اما این حقوق بگیران درست همانهایی اند که باید با افزایش بهره وری شان و تصمیم گیری درست بحران پیش رو را آرام کنند.ولی وقتی حداقل زندگی از آنها دریغ می شود چطور می توان انتظار داشت دستور العمل ها و بخشنامه ها را اجرا کنند.با افزایش تورم شاهد آن خواهیم بود که سلسله مراتب اداری  نا خواسته فرو ریزد و همان خدمات حداقلی هم دیگر به شهروندان ارائه نشود.

روزی که احمد نژاد و دوستانشان بازی انتخابات را بردند.دقیقا فردای مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری صاحب این قلم در روزنامه همبستگی یادداشتی قلمی کرد ودر آن هشدار داد بدون کمک نخبگان می توان رییس جمهوری شد ولی بدون همراهی آنها نمی تواند کشور را اداره کرد.درآن زمان حس می کردم بعد از مدت کوتاهی که دوستان بر مسند ها نشستند در خواهند یافت اداره امور آسان نیست و مثل همه انتخابات شعارهایشان را تعدیل خواهند کرد و به تکنوکراتها حداقل میدان را خواهند داد تا تصمیمات را عقلانی تر و کارشناسی تر کنند.این پیش بینی در عمل اتفاق نیفتد و در عوض جوانان نورسیده که نه تجربه داشتند و نه علم ناگهان خود را نخبگانی یافتند که می توانند با یک اشاره علم و خرد را خرد و خمیر کنند و راه های تازه ای به روی بشریت بگشایند.تجربه نشان داده است می توان از رویا لذت بردت ولی با آن نمی توان زندگی کرد.

دولت احمدی نژاد همچنان با رویاهایش زندگی می کند و واقعیت ملموس را نه تنها نمی بیند بلکه با تجربه ترین نیروهایش را از اطراف خود می راند.دولتمردان حس می کنند در یک جشن مداوم قرار دارند و به این دلیل همچنان به بذله گویی و متلک پراکندگی به مخالفان و موافقان عاقل تر ادامه می دهند. گویی آنها در جهان دیگر زندگی می کنند ولی مشخص نیست چرا جناح اصول گرا سرنوشت یک نظام را خرج رویا پردازی کسانی می کند که نمی خواهند تلخی واقعیت را ببینند و راه عوض کنند و همچنان به رویا پردازی ادامه می دهند.رویایی که جز کابوس حاصلی نخواهد داشت.تورم مثل تیزاب سلطانی می ماند که همه چیز را حل می کند .این تورم  از حد خاصی بگذارد خشمی را بر می انگیزد که هیچ دست توانمندی نمی تواند جلوی آن سد بگذرد.

متاسفانه رها شدگی تورم در شرایطی رخ می دهد که انتخابات ریاست جمهوری پیش رو است و همه جناح ها مشغول چرخیدن دور صند لی ریاست جمهوری اند تا در فرصت مناسب به ضرر رقبا در این صندلی بنشینند. ولی تورم اگر به همین گونه پیش برود و با کمبود آب و برق و کاهش خدمات درمانی همراه شود دولتمردان عزیز روزی چشم باز خواهید کرد و می بینید چرخیدن دوره صندلی ریاست جمهوری بیشتر به رقص مرگ می ماند تا تصاحب بخشی از قدرت.برای خودتان هم شده تا دیر نشده از خواب بر خیزید و با آشتی با نخبگان ضریب رشد تورم را لااقل ثابت نگاه دارید.فشار رااز گرده مردم بر دارید تا بعد به بازی بپردازید که بازی مردم نیست.اجازه ندهید روزی نا خواسته با خود زمزمه کنید چقدر زود دیر شد و در آن روزدست تان بجایی نرسد. 

II لینک II نوشته شده در  چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 11:10  توسط محمد آقازاده  |